السيد محمد حسين الطهراني
57
رساله بديعه در تفسير آيه الرجال قوامون على النساء ... (فارسى)
زن باشد ، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد : وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ : « براى مردان نسبت به زنان مزيّتى است . » سپس حديث مرد انصارى را كه به صورت زن خود سيلى زد و شأن نزول آيه را در اين باره از بصرى نقل مىكند . و بعد روايت ابو هريره را درباره « بهترين زنان كسى است كه . . . » كه ما از « مجمع البيان » نقل كرديم ذكر مىكند . سپس در معنى « قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ » مانند آنچه را كه طبرى در « جامع البيان » نوشته است بيان مىكند . و بعد حديثى را از امام أحمد حنبل از يحيى بن اسحاق از ابن لهيعه از عبد الله بن أبى جعفر نقل مىكند كه ابن قارظ خبر مىدهد كه عبد الرّحمن بن عوف گفت : رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : هنگامى كه زن نمازهاى پنجگانهء خود را بجا آورد ، و ماه رمضان را روزه بدارد ، و ناموس خود و شوهر را حفظ كند و از شوهرش اطاعت كند ، به او خطاب مىشود : از هر درى كه ميخواهى به بهشت داخل شو . « 1 » تفسير « كشّاف » زمخشرى و در تفسير « كشّاف » زمخشرى مىنويسد : ( الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ ) يعنى مردان با امر و نهى خود زنان را قيموميّت و سرپرستى مىكنند ، چنان كه حكّام و زمامداران رعايا را ، و از اين رو قُوَّم ( جمع قوّام : سياستمدار و مدبّر ) ناميده مىشوند ، و ضمير « هُمْ » در ( بَعْضَهُمْ ) هم براى مردان است و هم براى زنان ، يعنى مردان بر زنان سيطره ( احاطه توأم با قدرت ) و تسلّط دارند بواسطه برترىاى كه خداوند به بعضى از ايشان ( مردان ) نسبت به بعض ديگر ( زنان ) داده است ، و اين مطلب خود دليلى است كه شايستگى « ولايت و سرپرستى » فقط به فضل و برترىاى
--> ( 1 ) « تفسير ابن كثير » چاپ دار الفكر ، جلد دوّم ص 275 تا ص 277